بازیگران زن در عرصه‌ی هنر ایران و خاورمیانه

2 خرداد 1402
زنان همواره نقشی تعیین‌کننده در گسترش فرهنگ و هنر منطقه‌ی خاورمیانه داشته‌اند، این در حالی‌ست که اشاره کمی به فعالیت‌های ایشان در منابع و کتب تاریخ هنری شده است. در عصر حاضر، تلاش‌های زیادی در راستای به رسمیت شناختن دستاوردهای هنرمندان زن و تأثیراتشان انجام می‌گیرد، اما آنچه کمتر بدان پرداخته شده آن دسته از زنانی‌ هستند که در جهت عرضه و نمایش هنر فعالیت کرده و در واقع به بازیگران نه‌چندان آشکار عرصه‌ی هنر خاورمیانه مبدل گشته‌اند. این متن کوتاه به معرفی این اشخاص می‌پردازد و به‌صورت اجمالی فعالیت ایشان را شرح می‌دهد.

اکثریت جامعه‌ی گالری‌داران ایران را زنان تشکیل می‌دهند؛ اگر به تاریخ توسعه‌ی نخستین گالری‌های حرفه‌ای در ایران بازگردیم، باز هم حضور زنان را در آن پرقدرت می‌یابیم؛ از«گالری بورگِز» افسانه بقایی گرفته، به‌عنوان کسی که جریان سقاخانه را بعد از بی‌ینال سوم تهران ترویج داد، تا «گالری سیحون» زیر نظر معصومه سیحون که با تشکیل هیئتی متشکل از هنرمندان و روزنامه‌نگاران، هنرمندان سایر شهرها را به نمایش در آورد.

گالری سیحون، 1355. واحد خاکدان، اصغر معصومی، عباس حجت پناه و معصومه سیحون.

در دوران بعد از انقلاب، در سال 1367، «گالری گلستان» را لیلی گلستان در خانه‌ی پدری خود افتتاح کرد و اولین نمایش آن، آثار سهراب سپهری، از مجموعه‌ی خانوادگی‌شان بود.[1] سهراب سپهری، همچنین، یکی از نخستین خریدهای عمده‌ی مانا جلالیان، مجموعه‌دار ایرانی، است.

از راست لی لی گلستان، غلامحسین نامی، مسعود عربشاهی و ژازه تباتبایی.

مانا جلالیان، به‌عنوان یک طراح داخلی حرفه‌ای، می‌بایست عناصری را برای پروژه‌های خود شناسایی و منبع‌یابی می‌کرد و در این میان آثار هنری، جزئی تکمیل‌کننده بودند. با گسترش فعالیت‌های جلالیان، مجموعه‌ی هنری او نیز رشد کرد. مانا جلالیان مشتریانی از چهره‌های برجسته‌ی آسیایی داشت و با افزایش درآمد قابل‌تصرف خود، هنر به مکانی امن برای سرمایه‌گذاری او تبدیل شد. نخستین خرید جلالیان، به علاقه‌ی دیرینه‌ی او به سپهری باز می‌گشت، ولی مجموعه‌ی کنونی‌اش توسط امید تهرانی صاحب «گالری اثر» کیوریت شده است. هدف این مجموعه‌دار از گردآوری مجموعه‌‌اش ارتقاء جایگاه و ارزش هنرمندان مدرن و معاصر ایرانی در صحنه‌ی هنر جهانی است، هدفی که با یک زن ایرانی دیگر، یعنی مژگان اِندجاوی-بارب،[2] مشترک است.[3]

مانا جلالیان در مقابل کار محمد احصایی.