در بهار ۲۰۲۶، هنر اسلامی و هنر مدرن و معاصر خاورمیانه در شرایطی وارد فصل حراجهای لندن شد که هم تشدید مجدد تنشهای منطقهای و هم نظارتهای سختگیرانه بر فضای معاملات سایه انداخته بود. نتایج فروش در ماه آوریل نشان میدهد که این بازار در مجموع همچنان شرایط پایداری دارد، اما این پایداری در همه بخشها یکسان نیست و برخی زیربخشها نشانههایی از انقباض را بروز دادهاند.
در نگاه نخست، ارزش کل فروش از رشد بازار حکایت دارد. حراج هنر اسلامی ساتبیز در آوریل ۲۰۲۶ به رقم 11/8 میلیون دلار در قیمت چکش رسید؛ رقمی که در مقایسه با 7/5 میلیون دلار حاصلشده در آوریل ۲۰۲۵، رشد 57/3درصدی را نشان میدهد. کریستیز نیز به فروش 13/4 میلیون دلاری دست یافت، درحالیکه میزان فروش بخش اسلامی این حراجخانه در ماه می ۲۰۲۵ معادل 9/8 میلیون دلار احتساب شد. نرخ فروش در هر دو مجموعه بهطور متوسط بالای ۷۰درصد باقی ماند؛ موضوعی که نشان میدهد بخش عمده آثار عرضهشده موفق به جذب خریدار شدهاند.
با این حال، در زیر این تصویر ظاهراً مثبت، نشانههایی از رفتار محتاطانه دیده میشود. بهطور نمونه، نسبت قیمت چکش به میانهی برآوردها اگرچه در هر دو حراجخانه بالاتر بود اما فاصله محدودی داشت. نسبت قیمت چکش به میانه برآوردها نشان میدهد که آثار تا چه اندازه بالاتر یا پایینتر از ارزشگذاری پیش از حراج معامله شدهاند؛ هرچه این عدد از ۱ فاصله بیشتری بگیرد، شدت رقابت خریداران و عمق تقاضا بیشتر است. ضریب انحراف از میانهی برآوردها برای ساتبیز 1/02 و برای کریستیز 1/26 ثبت شده است. این ارقام، بهویژه وقتی در کنار نسبت 1/19 کریستیز در مه ۲۰۲۵ و پیش از تشدید بحران فعلی قرار میگیرند، نشان میدهند که خریداران دیگر مانند گذشته تمایل ندارند تا از برآوردهای کارشناسان حراج بیشازحد فراتر بروند.
اما، انقباض اصلی در بخش هنر مدرن و معاصر خاورمیانه رخ داد. حراج هنر خاورمیانه ساتبیز در آوریل ۲۰۲۶ تنها 1/75 میلیون دلار فروش را در «قیمت چکش» ثبت کرد؛ رقمی که با میانه برآوردها در نسبت 0/57 قرار داشت. این نسبت عملاً به این معناست که در این بخش از بازار، فروش بسیار پایینتر از پیشبینیها بوده است. نرخ فروش نیز تنها 44/2درصد بود؛ یعنی بیش از نیمی از آثار بدون خریدار باقی ماندند.
مقایسه با سال ۲۰۲۵ افت کیفیت در تقاضا را روشنتر میکند. همین حراج در ماه می سال گذشته 1/63 میلیون دلار را در «قیمت چکش» ثبت کرد، اما با نرخ فروش بیش از 70درصد. از سوی دیگر، فروش آنلاین هنر معاصر خاورمیانه کریستیز در دبی در همان سال، نسبت 1/36 با میانه برآوردها و نرخ فروش حدود ۱۰۰درصدی را ثبت کرده بود. این تفاوت نشان میدهد که بازار طی دوازده ماه گذشته نه فقط از نظر حجم، بلکه از منظر عمق تقاضا و اعتماد خریداران نیز تضعیف شده است.
شکاف میان بازار آثار کلاسیک و بخش معاصر را نمیتوان صرفاً به تفاوتِ سلیقه یا زمان فروش نسبت داد. این دو بخش بر پایهی دو گروه کاملاً متفاوت از خریداران بنا شدهاند که هر یک تحت محدودیتهای متفاوتی فعالیت میکنند. هنر اسلامی بیشتر متکی به نهادها است و به شبکهی جغرافیایی متنوعتری از خریداران متکی است: موزهها، بنیادهای باسابقه و مجموعهداران قدیمی و تثبیتشده. برای این گروه، بحرانهای ژئوپولیتیکی عموماً اثر مستقیم و فوری کمتری بر رفتار خرید دارد.
در مقابل، بازار هنر معاصر خاورمیانه چنین حاشیه امنی ندارد. بدنه اصلی خریداران این بخش عمدتاً در کشورهای خلیج فارس، ایران و در میان جوامع مهاجر از منطقه متمرکز است؛ یعنی همان گروههایی که بیشترین فشار اقتصادی ناشی از تنشهای ژئوپولیتیک را متحمل میشوند. پس از گسترش تحریمهای آمریکا و اتحادیهی اروپا در ابتدای ۲۰۲۶، شهروندان ایرانی با محدودیتهای شدیدتری در انتقال فرامرزی سرمایه روبهرو شدهاند. همزمان، مجموعهداران مستقر در کشورهای خلیج نیز با نظارتهای سختگیرانهتری از سوی بانکهای بینالمللی مواجهاند؛ بانکهایی که به خاطر ریسکهای مرتبط با منطقه حساستر از گذشته عمل میکنند.
در کنار این عوامل، قوانین جدید در بدنه بازار هنر نیز به این فشارها افزوده است. در چارچوب مقررات مبارزه با پولشویی که اکنون در بریتانیا و اتحادیه اروپا اجرا میشود، حراجخانهها و دلالان موظفاند برای معاملات مرتبط با اشخاصی که موقعیت سیاسی خاص دارند یا خریدارانِ وابسته به برخی ارگانهای تحریمشده، فرایندهای بوروکراتیک مضاعف انجام دهند. این فرآیندها شامل بررسی منشأ پول و در برخی موارد منشأ ثروت است؛ مراحلی که پیش از نهایی شدن معامله میبایست طی گردند.
همزمان، مقررات واردات اموال فرهنگی در اتحادیه اروپا نیز اکنون برای آثار فرهنگی با قدمت بیش از ۲۰۰ سال که منشأ آنها خارج از اتحادیه است، ارائه اسناد دقیق مالکیت و پیشینهی اثر را الزامی کرده است. این مقررات مستقیماً بر بازار هنر اسلامی اثر میگذارد. با این حال، پایداری نسبی این بخش نشان میدهد که خریداران نهادی و حرفهای آن آمادگی و زیرساخت لازم برای انطباق با این شرایط را دارند.
در نقطه مقابل، برای بخش مهمی از خریداران بازار هنر معاصر خاورمیانه چنین زیرساختی وجود ندارد. جایی که تحریمها از پیشتر دسترسی سهل به سرمایه را محدود کرده، و حال افزودهشدن لایههای مالی و حقوقی جدید بوروکراتیک میتواند مشارکت در بازار را حتی برای خریدارانی که از توان مالی واقعی برخوردارند، عملاً ناممکن سازد.
آنچه فصل بهار ۲۰۲۶ بهروشنی نشان میدهد، نه عقبنشینی کامل بازار، بلکه حرکت همزمان آن در دو مسیر متفاوت است. در سطح کلی، ارزش فروشها نسبت به سال گذشته افزایش یافته، اما در لایهی زیرین، بخش آثار تاریخی و بخش هنر معاصر روایتهایی کاملاً متفاوتی را بازگو میکنند: اولی در برابر تلاطم ژئوپولیتیک تابآور ظاهر شده و دومی بار کامل فشارهای اقتصادی و نظارتی را به دوش میکشد.
حراج آنلاین کریستیز در حوزه هنر مدرن و معاصر خاورمیانه که همزمان با بیستمین سالگرد نخستین حراج این بخش در ماه ژوئن در امارات برگزار خواهد شد، تصویری از وضعیت آتی بازار ارائه خواهد داد.
با اینهمه، پرسش اصلی فراتر از نتایج یک حراج منفرد است. اگر درگیریهای منطقهای تشدید و تحریمها گستردهتر شوند و فشار الزامات قانونی همچنان افزایش یابد، این بازار ممکن است با جابهجایی تدریجی اما شتابزده مرکز ثقل خود روبهرو شود: دور شدن از هنرمندان زنده و مجموعهداران نوظهوری که نیروی محرکه بخش معاصر هستند، و حرکت به سمت آثار تاریخی، نهادی و تثبیتشده که دست سیاست و ژئوپلیتیک کمتر به آنها میرسد. چنین وضعیتی صرفاً یک اصلاح مقطعی نخواهد بود؛ بلکه میتواند به معنای یک تغییر مسیر ساختاری باشد.
منبع
Islamic Art in 2026: How Geopolitics is Splitting the Market