تهران،
خیابان مفتح جنوبی، کوچه ی مبینی، پلاک 10
12 دی 14042 January 2026 - 26 دی 140416 January 2026
مینا مشجری (متولد ۱۳۷۷ ، ﮐﺎﺷﺎن) هنرمند ایرانی است که کارشناسی نقاشی را از دانشگاه هنر ایران دریافت کرده و اکنون دانشجوی دورهی کارشناسی ارشد در دانشگاه اوﺗﺎوا ﮐﺎﻧﺎدا است. او در آﺛﺎرش به مفهوم منظره یک موضوع بصری، بلکه ریشه ای و نسبت پیچیده ی انسان ﺑﺎ زمین میپردازد؛ نسبتی که برای او نه صرﻓﺎ نظری و تجربی دارد. نقطه ی آﻏﺎزین این پرسشگری، مواجهه ی نخستین او ﺑﺎ مناظر میان ﮐﺎﺷﺎن و تهران است؛ ﺟﺎیی که ادراک او از پشت شیشه ی در ﺣﺎل حرکت شکل گرفت و تجربه ی دیدن، همواره ﺑﺎ ﻓﺎصله، فیلتر و واسطه « منظره » از همراه بود. همین ﻓﺎصله بعدﻫﺎ در ﮐﺎر او به یک مؤلفه ی مفهومی بدل شد. تفاوت معنایی واژه ی « دیدن » در ﻓﺎرسی که ریشه در عمل « منظره » در انگلیسی که به خود زمین اﺷﺎره دارد ﺑﺎ «landscape» دارد برای او نشانه ای از این ﻓﺎصله ی بنیادین میان انسان و آ نچه مشاهده میکند است. مشجری فرآیند جستوجو، مطالعه و گردآوری داده را نقطه ی آﻏﺎز ﮐﺎر قرار میدهد. او ﺑﺎ رجوع به تصاویر، نمودارﻫﺎ و داده ﻫﺎی زمینشناسی، ساختاری بصری میسازد که در آن لایه ﻫﺎی شفاف و نیمه شفاف هندسی نقش مهمی دارند؛ لایه ﻫﺎیی که رد عناصر زیرین را آشکار میکنند و امکان میدهند ﺗﺎ دیدن، خواندن و تحلیل منظره در یک زﻣﺎن رخ دهد. برای او روند شکلگیری هر اثر و رابطه ی آن ﺑﺎ آﺛﺎر پیشین اهمیت بنیادین دارد؛ هر مجموعه از دل رفتوآمد میان مجموعه ﻫﺎی قبلی شکل میگیرد و در عین پیوستگی، استقلال خود را حفظ میکند.
او این مسیر را به سطحی جدید میبرد. در این مجموعه، موضوع ،«Intervention/ مداخله » در مجموعه ی منظره به فضاﻫﺎیی گسترش مییابد که دسترسی مستقیم انسان به آ نﻫﺎ محدود ﯾﺎ ﻧﺎممکن است. او ﺑﺎ افزودن اشکال هندسی بر مناظر دست نخورده، اثری از حضور انسان را در ﺟﺎیی قرار میدهد که در واقعیت حضور ندارد؛ گویی رد یک مداخله ی غیرمستقیم را به صورت بصری آشکار میکند. در این آﺛﺎر، یخﻫﺎ دگرگون میشوند، انعکاس کوه ﻫﺎی یخی در آب تغییر میکند، و حفره ﻫﺎ ﯾﺎ خطوط هندسی در فرمﻫﺎی طبیعی وارد میشود. مشجری، بدون تجربه ی زیسته ی مواجهه ﺑﺎ کوه ﻫﺎی یخی، آنﻫﺎ را از خلال تصویر ﺑﺎزمیﺳﺎزد نشانهای ناآشنا را ﺑﺎ زبانی آشنا. استفادهی او از رنگﻫﺎی گرم در ﺑﺎزنمایی این فضاﻫﺎی سرد، نشانهای از همین ﻓﺎصله ی ادراکی و فیلتری است که بر تجربه ی ﻣﺎ از واقعیت اقلیمی ﺳﺎیه می اندازد. مناظری که ﺑﺎید حس خطر را در ابعاد اکولوژیک برانگیزند، ﺑﺎ آرامشی ﺑﺎلینی و رنگﻫﺎیی کنتر ل شده ﺑﺎزنمایی میشوند؛ گویی واقعیت از میان پرده ای عبور کرده و به تصویری ﭘﺎلایش شده بدل شده است. در مجموع، آﺛﺎر مشجری در مرز میان مشاهده، داده، ﺧﺎطره و ﺑﺎزنمایی حرکت میکنند. او منظره را نه به عنوان یک تصویر طبیعی، بلکه به مثابه رابطه ای پیچیده میان انسان، زمین و ادراک میﮐﺎود؛ رابطه ای که همواره ﺑﺎ ﻓﺎصله، فیلتر و واسطه شکل میگیرد.
او این مسیر را به سطحی جدید میبرد. در این مجموعه، موضوع ،«Intervention/ مداخله » در مجموعه ی منظره به فضاﻫﺎیی گسترش مییابد که دسترسی مستقیم انسان به آ نﻫﺎ محدود ﯾﺎ ﻧﺎممکن است. او ﺑﺎ افزودن اشکال هندسی بر مناظر دست نخورده، اثری از حضور انسان را در ﺟﺎیی قرار میدهد که در واقعیت حضور ندارد؛ گویی رد یک مداخله ی غیرمستقیم را به صورت بصری آشکار میکند. در این آﺛﺎر، یخﻫﺎ دگرگون میشوند، انعکاس کوه ﻫﺎی یخی در آب تغییر میکند، و حفره ﻫﺎ ﯾﺎ خطوط هندسی در فرمﻫﺎی طبیعی وارد میشود. مشجری، بدون تجربه ی زیسته ی مواجهه ﺑﺎ کوه ﻫﺎی یخی، آنﻫﺎ را از خلال تصویر ﺑﺎزمیﺳﺎزد نشانهای ناآشنا را ﺑﺎ زبانی آشنا. استفادهی او از رنگﻫﺎی گرم در ﺑﺎزنمایی این فضاﻫﺎی سرد، نشانهای از همین ﻓﺎصله ی ادراکی و فیلتری است که بر تجربه ی ﻣﺎ از واقعیت اقلیمی ﺳﺎیه می اندازد. مناظری که ﺑﺎید حس خطر را در ابعاد اکولوژیک برانگیزند، ﺑﺎ آرامشی ﺑﺎلینی و رنگﻫﺎیی کنتر ل شده ﺑﺎزنمایی میشوند؛ گویی واقعیت از میان پرده ای عبور کرده و به تصویری ﭘﺎلایش شده بدل شده است. در مجموع، آﺛﺎر مشجری در مرز میان مشاهده، داده، ﺧﺎطره و ﺑﺎزنمایی حرکت میکنند. او منظره را نه به عنوان یک تصویر طبیعی، بلکه به مثابه رابطه ای پیچیده میان انسان، زمین و ادراک میﮐﺎود؛ رابطه ای که همواره ﺑﺎ ﻓﺎصله، فیلتر و واسطه شکل میگیرد.