مشارکت هنری، به معنای خلق یک اثر هنری واحد از طریق همکاری گروهی چند هنرمند، در تاریخ هنر ایران پیشینهای طولانی دارد. بهطور مثال، در کارگاههای سلطنتی دورههای ایلخانی، تیموری و صفوی، فرآیند نگارگری با تقسیم کار تخصصی انجام میشد. طراحان ترکیببندی اولیه را ترسیم میکردند، رنگگذاران و قلمگیران کار رنگآمیزی و تکمیل جزئیات را برعهده داشتند و تذهیبکاران حاشیهها را با نقوش گلومرغ تزئین میکردند. در این میان، حتی هنرمندانی بودند که در به تصویر کشیدن صحنههایی خاص مانند نبردهای حماسی یا مناظر طبیعی مهارت داشتند. در نهایت این تخصصها در همکاری با یکدیگر، آثاری یکپارچه، مانند نسخههای مصور شاهنامه را پدید میآوردند.
این قسم از همکاریها با ورود هنر مدرن به ایران و اهمیتیافتن فردگرایی کمرنگتر گشت و تغییر شکل داد؛ به عبارت دقیقتر، فردگرایی به معنای تأکید بر بیان شخصی، استقلال هنری و خلق سبک و دیدگاه منحصربهفرد، به جای پیروی از سنتهای جمعی یا سفارشهای درباری در صحنه هنر ایران بهطور برجسته در اواخر دهه 1320 شمسی ظاهر شد که بخشی از تحولات وابسته به ورود هنر مدرن بود.
با این حال، در این دوران هم، همچنان شاهد فعالیتهای گروهی هستیم، گرچه این حرکات جمعی در ابتدا کمتر در قالب «مشارکت هنری» در یک اثر واحد ظاهر میشدند. با فرارسیدن عصر معاصر، نمونههای مشخصی از همکاری مستقیم چند هنرمند در خلق یک اثر واحد مشاهده میشود که میتوان آن را مصداق واقعی «مشارکت هنری» دانست، هرچند در این نمونهها نیز گاه حفظ فردیت هر هنرمند ارجحتر است. در ادامه برای بارزتر شدن این موضوع چند مثال از دوران مدرن تا معاصر بررسی میگردد.
مشارکت هنری در قالب خلق یک نمایشگاه
نمایشگاه بهعنوان یک اثر هنری
Exhibition-making as Artistic Practice
کامران دیبا در نمایشگاه «آبباز زبردست». گالری سیحون، 1346
نمایشگاه «آبباز زبردست» از کامران دیبا که در سال ۱۳۴۶ در گالری سیحون برگزار شد را نخستین نمایشگاه هنر مفهومی ایران خطاب میکنند، هرچند این کارنما را میتوان همچنین نمونهای جالب از مشارکت هنری در صحنه هنر سالهای پیش از انقلاب دانست که «خودِ نمایشگاه در آن بهعنوان یک اثر هنری واحد» درک شد.
نمایشگاه بهمثابه یک اثر هنری به رویکردی اشاره دارد که در آن نمایشگاه نه صرفاً فضایی برای نمایش آثار، بلکه یک اثر هنری واحد و مستقل بهشمار میرود. در این مفهوم، کیوریتور یا هنرمند با طراحی چیدمان، فضا، روابط بین آثار و تجربهی حسی بازدیدکننده، کل نمایشگاه را بهعنوان یک اثر هنری ارائه میدهد.
در شکلگیری این نمایشگاه بهمثابه یک اثر هنری چند هنرمند مشارکت داشتند: کامران دیبا نقاشیهایی از فیگور انسانی در اندازه طبیعی بر روی دیوار و جعبه کشید و آنها را با لولهکشی و شیرآلات به هم متصل کرد؛ نوشتههای روی آثار را فرامرز پیلارام خطاطی کرد؛ و در فضا عبارت «توجه! توجه! آبرسانی مورد تأیید اینجانبان است!» با صدای پرویز تناولی و غزاله علیزاده (شاعر و نویسنده) پخش شد.
نمایشگاه بهعنوان مشارکت هنری حمایتی/کیوریتوری
به غیر از الگوی پیشین، گونهای دیگر از مشارکت هنری در خلق نمایشگاهها مشاهده شده که بر همبستگیِ حرفهای و کنشگریِ جمعی استوار است. در این مدل، هنرمند با ایفای نقشِ یک کاتالیزور، از اعتبار و تخصص خود برای ایجاد پلتفرمهای تعاملی بهره میگیرد تا به چالشهای مشترک جامعه هنری پاسخ دهد. پروژههای فریدون آو، از جمله مجموعه «صندوق اضطراری هنرمندان»، نمونهای برجسته از این همکاریِ نهادی است که در آن مشارکت هنری، بستری برای حمایت و همافزاییِ گستردهتر در بدنهی هنر معاصر فراهم میآورد.
یکی از آخرین نمایشگاههای آو در این زمینه، صندوق اضطراری هنرمندان قسمت پنجم بود که در اسفند 1403 در گالری اٌ در تهران برگزار شد. بهعنوان پروژهای مشترک میان آو و 23 هنرمند، در هر 71 اثر به نمایش درآمده، فریدون آو با هنرمندی دیگر همکاری کرد تا اثری مشترک خلق کند. گرچه میبایست اشاره داشت که خلق آثار هنری اشتراکی یکی از روشهای پرتکرار در تمرین هنری آو است.
تشکیل گروه هنری مساوی با مشارکت هنری نیست
گروههای هنری متعددی در صحنه هنر ایران شکل گرفتند که حول یک مفهوم واحد نمایشهایی را برپا کردند، اما از ایشان یک اثر هنری واحد بهعنوان محصول نهایی را کمتر شاهد بودیم.
گروههای هنری پیش و پس از انقلاب مثل گروه 5، گروه آزاد نقاشان و مجسمهسازان، گروه دنا، گروه +30، گروه 7، گروه دیوار سفید و گروه ابیم بر حول یک مفهوم کار میکردند، ولی محصول نهایی در اکثر اوقات یک کار فردی در هماهنگی با کار دیگران بود.
از چپ: مارکو گریگوریان، میرعلیرضا دریابیگی، مسعود عربشاهی، سیراک ملکنیان و غلامحسین نامی
هرچند در برخی تجارب جمعی اوایل دههی 1370 شمسی، از جمله فعالیتهای «گروه آزاد هنر معاصر»، میتوان «ردپایی» از مفهوم مشارکت هنری را مشاهده کرد. این گروه نخستین اثر مفهومی مشترک خود را تحت عنوان «نمایشگاه هنر مفهومی، خانه تخریبی اول» ارائه داد. در این پروژه، ساسان نصیری، فرید جهانگیر، مصطفی دشتی و شاهرخ غیاثی طی دو ماه، نقاشیهای دیواری، آثار حجمی و چیدمانهای متعددی را در خانهای قدیمی که بهزودی تخریب و بازسازی میشد، ارائه دادند. در این تجربه، خود خانه به مثابه محصول نهایی و اثر هنری واحد در نظر گرفته شد و به مدت دو هفته برای بازدید عموم در دسترس قرار گرفت.
وقتی گروه هنری به معنای مشارکت هنری است
اسلاوها و تاتارها
گروه هنری اسلاوها و تاتارها یک کالکتیو بینالمللی است که به دلیل ایرانیتبار بودن یکی از بنیانگذارانش، پیام شریفی، آثاری در ارتباط با فرهنگ، تاریخ و سیاست ایران نیز خلق میکند.
برخلاف بسیاری از گروههای هنری که حول یک مفهوم مشترک کار میکنند اما محصول نهاییشان مجموعهای از آثار فردی است، اسلاوها و تاتارها رویکردی حقیقتاً مشارکتی دارند؛ اعضاء آثار را با هم تولید میکنند و خروجی همیشه به نام گروه ثبت میشود.
آثار این گروه طیف گستردهای از رسانهها (از چاپ و پوستر گرفته تا کتاب و چیدمانهای چندرسانهای) را دربرمیگیرد. تمرکز اصلی آثار اسلاوها و تاتارها بر بازخوانی و نقد تاریخ، فرهنگ و سیاست شرق اروپا و خاورمیانه است.
یک موجود شش چشمی: رکنی حائریزاده، رامین حائریزاده و حسام رحمانیان
گروه هنری رکنی حائریزاده، رامین حائریزاده و حسام رحمانیان، همانطور که از نامش پیداست، بر حفظ فردیت در عین هویت جمعی تأکید دارد؛ این گروه خود را به «یک موجود شش چشمی» تشبیه میکند، بهعنوان نمادی از همافزایی دیدگاهها و نگاههای متفاوت اعضاء.
فعالیت این گروه سهنفره مبتنی بر تکنیک مشارکتی «میدان گفتگو» (Field of Negotiation) است؛ روشی که در آن هر عضو ایدهها و دیدگاههای شخصی خود را ارائه میدهد و این دیدگاهها در چارچوب مشخص پروژه ترکیب شده و به آثار چندرسانهای منسجم و هماهنگ شکل میبخشند. این رویکرد نشان میدهد که فردیت و همکاری جمعی میتوانند همزمان حضور داشته باشند و اثر نهایی حاصل تلفیق نگاهها و تخصصهای متفاوت است.
مشارکت هنری، امری میان اعضاء یک خانواده
در تاریخ هنر، مشارکت هنری میان اعضای یک خانواده، پدیدهای با ماهیت چندگانه است. از یکسو، این همکاریها ریشه در سنت دیرینهی «کارگاههای هنری» و پیشبرد استراتژیهای عملیاتی دارند. از سوی دیگر، تحولات پس از جنگ جهانی دوم پارادایم جدیدی را در این راستا گشوده است. متأثر از جنبشهای اجتماعی دهه ۱۹۶۰ میلادی و شعار «امر شخصی، سیاسی است»، حریم خصوصی و روابط عاطفی به موضوعاتی برای بیان هنری تبدیل شدند؛ تغییری که مرز میان خانه و استودیو را درهم شکست و سبک زندگی هنرمندان را به بخشی از هویت اثر مشترک تبدیل کرد.
در بستر هنر معاصر ایران، محصول مشارکت هنری در خانواده نشاندهنده یک جریان غالب است. هنرمندان ایرانی با تکیه بر سنتِ کارگاهی، خانواده را به عنوان یک واحدِ منسجمِ تولیدی برمیگزینند. در این رویکرد، همکاری نه لزوماً بر پایه بازنماییِ زیست شخصی، بلکه برای بیان اشتراکات بصری، تقسیم وظایفِ حرفهای و ارتقای کیفیت تولید اثر شکل میگیرد. در این مدل، مشارکت یک استراتژی برای پیشبردِ هدفمندِ پروژه است.
شیرین علی آبادی و فرهاد مشیری
شیرین علیآبادی و فرهاد مشیری، زوج هنری ایرانی که هر یک فعالیت حرفهای مستقلی را دنبال کردند، در سال ۱۳۸۴ مجموعهی «عملیات سوپرمارکت» را بهعنوان یک کار مشترک ارائه دادند. این کلکسیون شامل عکسهایی از کالاهای مصرفی خارجی ریبرندشده بود که با زبانی طنزآمیز و انتقادی، به نقد فرهنگ مصرفگرایی و تأثیرات سرمایهداری غربی میپرداخت. این همکاری بیشتر یک همکاری استراتژیک برای رسیدن به یک بیانیه مفهومی واحد پیرامون یک موضوع اجتماعی بوده است.
به نمایش درآمده در دوسالانه سنگاپور
آیسی و سوت
سامان و ساسان اسکوئی هنرمندان چندرسانهای اهل تبریز، در حال حاضر در نیویورک در قالب «استودیو اسکوئی» به کار هنری مشغولند. این برادران هنرمند، در طول فعالیت حرفهای خود، بهطور مشترک مجموعهای گسترده از آثار حول موضوعاتی چون جنگ، آزادی، مهاجرت، مرزها، حقوق بشر و محیط زیست خلق کردهاند.
نخستین دههی فعالیت آنها به هنر خیابانی و گرافیتی اختصاص داشت، اما در دههی دوم تمرکز اصلیشان بر مداخلات هنری، چیدمان و مجسمهسازی با موادی چون چوب و فولاد قرار گرفت.
برادران قاسمی
مرتضی، سینا و مجتبی قاسمی هر یک بهطور فردی مسیر نقاشی را دنبال میکنند، اما هنگام همکاری گروهی، همگی بر روی یک اثر واحد کار میکنند. آنها بدون محدودیت موضوعی یا تکنیکی به خلق اثر میپردازند؛ رویکردی که هم امکان بروز بیان شخصی را فراهم میسازد و هم استمرار همکاری مشترکشان را ممکن میکند.