این قالی بی همتا وشگفت انگیز را می توان حاصل فرهنگ و هنر مشترک ایرانی و قفقازی دانست. خلق این قالی به اعتبار تاریخ بافتی که بر آن منقوش شده، به دورانی بازمی گردد که با وجود جدایی منطقه بزرگ قفقاز از ایران (هفده شهر قفقاز) که از پیامدهای دو عهدنامه گلستان (1813) و ترکمانچای (1828) بود، هنوز هم قصه ها و افسانه های حوزه بزرگ قفقاز، ذیل نام ایرانِ فرهنگی قرارداشت و اتحاد و یکپارچگی بزرگی را برای اقوام و ساکنین سرزمین قفقاز و ایران رقم میزد. زمینه فرش به مثابه کتاب مصوری است که برگ هایی از آن منظومه های عاشقانه ای از شیرین و فرهاد تا لیلی و مجنون را شامل می شود که نام و تصاویرشان بر آن بافته شده است. برگ هایی دیگر از این «فرش-کتاب»، داستان رستم زال و دیو سفید را از منظومه حماسی شاهنامه دربرمی گیرد که با بافت تصاویر و نام هایشان، بر اهمیت و ارزش این فرش مصو ّ ر افزوده است. برگ های دیگری از این «فرش-کتاب» راوی حماسه قیام کوراغلو و یار باوفایش عیسی باللی است؛ افسانه ای که جغرافیای وسیعی از ترکان قفقاز، ایران و آسیای مرکزی را دربرمی گیرد. در این جغرافیای وسیع، روایت کوراغلو در قالب شخصیت های آذربایجانی، قفقازی، آناتولی، گرجی، اُزبکی، ترکمن، ارمنی، خراسانی، قشقایی تا گروه های تاتار در سیبری، وِرد زبان هاست. گوشه پایین فرش (سمت راست) منقوش به نام جهان بخش است. جهان بخش در متون اسطوره ای - حماسی ایرانی چهره ای از تبار پهلوانان سیستان است. نام او در شاهنامه فردوسی ذکر نشده، اما در روایت های حماسی شفاهی و نقالی، پس از رستم، حضوری پررنگ دارد. بنا بر روایت ها او پسر فرامرز (نوه رستم) است و حضور او اغلب در داستان های افزوده بر شاهنامه دیده می شود که بعدها در حلقه سیستانی و به ویژه در شاهنامه کُردی (روایت های حماسی گویش های غرب ایران) ثبت شده اند. معروفترین داستان جهان بخش که بر این فرش نقش بسته، روایتی است که او را درگیر هفت خان (هفت مرحله آزمون پهلوانی) نشان می دهد. در نقالی مشهوری موسوم به هفت لشگر، جهان بخش مأموریت می یابد تا اسب اسطوره ای رستم به نام رخش را که گرفتار طلسم شده، رهایی بخشد. بنا براین روایت، سیمرغ این پهلوان را راهنمایی می کند و.... به احتمال قریب به یقین، آن که سوار بر اسبی است و به تأکید دو بار در طرفین پیکر رستم و دیو سفید در پایین زمینه این فرش نقش بسته و عبارت جهان بخش در مقابلش بافته شده، همان جهان بخش این قصه است و اسبی که برآن سوار است نیز شاید همان رخش باشد و بافنده پ ُ ربینش و خیال پرداز این قالی شگفت انگیز به جای سیمرغ راهنما، پرنده ای را بر دست جهان بخش نشانده است. داستان ها و افسانه های مربوط به جهان بخش و عیسی باللی به سرزمین هایی فراتر از فارسی زبانان نیز راه یافته و در میان مردمان منطقه قفقاز به صورت فولکلور روایت شده است. ملک جمشید، ملک خورشید و ملک محمد از قصه های مشهور ایرانی است که نام هرسه، بر زمینه این فرش و باالی سر سه تن که نشسته بر پرنده ای بزرگ ج ُ سه اند، نقش بسته اند. راوی این قصه «ننه احترام» است که هیچ کس نمی داند ننه احترام شخصیتی نمادین یا واقعی بوده، اما در سنت قصه گویی ایرانیان راوی قصه های کهن متعددی است. برخی از پیکره های حیوانی در این فرش شگفت انگیز با نوشتن نام هایشان بر بدن، مورد توجه خالق این فرش قرارگرفته اند؛ نظیرفیل، جیران (آهو)، پلنگ، اینِک (Inek) به معنای گاو ماده در زبان ترکی و گِیک (Geik) در زبان تُرکی به معنای گوزن. شاید رازآمیزترین نقشِ این فرش، کودکی است که در باالی س َ ر رستم زال و دیو سفید، گویی درمحفظه ای قراردارد و دو حیوان (به احتمالی ببر) در طرفین، نگهبان او هستند. این فرشِ پ ُ رنقش ونگار حاوی عباراتی ناخوانا و حیواناتی است که از دلیل حضور آنان اطالعی در دست نیست و همچون رازی که در بافت این «فرش- کتاب» نهفته است، با آن باقی خواهند ماند.